یکشنبه 13 آذر 1390

عمو با آب بر میگرده کاکا...

   نوشته شده توسط:    نوع مطلب :

 

فرشته های دنیا رو صدا کن /چشای نازتو رو به خدا کن

عمو رفته برامون آب بیاره / واسه دلشوره بابا دعا کن

چشات خورشید و لبخند و ستاره / زمین از خون سرخت لاله زاره

برای غربت تو گریه کردن/تمام مشک های پاره پاره

به چشمات خواب برمیگرده کاکا/به شب مهتاب برمیگرده کاکا

شنیدی که میگن مرده و قولش/عمو با آب برمیگرده کاکا

سوار قایق مهتاب شد رفت/دل بی طاقتش بی تاب شد رفت

کنار رود و مشک تیر خورده/عمو از خجالت آب شد رفت

به چشمات خواب برمیگرده کاکا/به شب مهتاب برمیگرده کاکا

شنیدی که میگن مرده و قولش/عمو با آب برمیگرده کاکا

حامد عسگری

التماس دعا...


شكسته....
جمعه 11 آذر 1390 17:48
ممنون خیلی زیبا بود
سپیده
یکشنبه 28 آذر 1389 13:00
تا به حال هیچ دست نوشته ای راجع به این واقعه ی عظیم اینطور منو تحت تاثیر قرار نداده بود.خیلی خیلی قشنگ بود.دیگه از این دست نوشته ها ندارید...؟
پاسخ سعید مدیر وبلاگ : اولا خودم می دونستم خواهر آزاده ای. می خواستم امتحانت کنم. تازه فکر می کردم با یه اسم مستعار وارد شدی که منو گمراه کنی.
به هر حال بایدم انقدر از خواهرت تعریف کنی.
بالاخره آدم خواهرشو ول نمی کنه طرف یه غریبه رو بگیره که....
جواب های بعدی باشه برای بعد.
فعلا وقت محدوده...
نمایش نظرات 31 و 32
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic