تبلیغات
انجمن ادبی ترنج - هیچ کس،معشوق توست...
یکشنبه 5 دی 1389

هیچ کس،معشوق توست...

   نوشته شده توسط: آزاده    نوع مطلب :داستانك ،


عاشق می خواست به سفر برود. روزها و ماه ها و سال ها بود که چمدان می بست. هی هفته ها را تا می کرد و توی چمدان می گذاشت. هی ماه ها را مرتب می کرد و روی هم می چید و هی سال ها را جمع می کرد و به چمدانش اضافه می کرد...

او هر روز توی جیب های چمدانش شنبه و یکشنبه می ریخت و چه قرن هایی را که ته ته چمدانش جا داده بود.
و سال ها بود که خدا تماشایش می کرد و لبخند می زد و چیزی نمی گفت. اما سرانجام روزی خدا به او گفت: عزیز عاشق، فکر نمی کنی سفرت دارد دیر می شود؟ چمدانت زیادی سنگین است. با این همه سال و قرن و این همه ماه و هفته چه می خواهی بکنی؟


عاشق گفت : خدایا! عشق، سفری دور و دراز است. من به همه این ماه ها و هفته ها احتیاج دارم. به همه این سال ها و قرن ها، زیرا هر قدر که عاشقی کنم، باز هم کم است.
خدا گفت : اما عاشقی، سبکی است. عاشقی، سفر ثانیه است. نه درنگ قرن ها و سال ها. بلند شو و برو و هیچ چیز با خودت نبر، جز همین ثانیه که من به تو می دهم.


عاشق گفت : چیزی با خود نمی برم، باشد. نه قرنی و نه سالی و نه ماه و هفته ای را.
اما خدایا ! هر عاشقی به کسی محتاج است. به کسی که همراهی اش کند. به کسی که پا به پایش بیاید. به کسی که اسمش معشوق است.


خدا گفت : نه ؛ نه کسی و نه چیزی. "هیچ چیز" توشه توست و "هیچ کس" معشوق تو، در سفری که که نامش عشق است.
و آنگاه خدا چمدان سنگین عاشق را از او گرفت و راهی اش کرد.
عاشق راه افتاد و سبک بود و هیچ چیز نداشت. جز چند ثانیه که خدا به او داده بود.
عاشق راه افتاد و تنها بود و هیچ کس را نداشت. جز خدا که همیشه با او بود...


«عرفان نظرآهاری»



How long does it take to recover from Achilles injury?
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:37
Hello my friend! I want to say that this post is awesome, great written and include almost all significant infos.
I would like to see more posts like this .
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:51
I'm gone to inform my little brother, that he should also pay a visit this blog on regular basis to obtain updated from most recent news.
manicure
پنجشنبه 17 فروردین 1396 14:08
I always spent my half an hour to read this webpage's content every day along with a cup
of coffee.
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 17:05
You could definitely see your enthusiasm within the work you write.
The world hopes for even more passionate writers like
you who aren't afraid to say how they believe.

At all times follow your heart.
امیار
جمعه 5 فروردین 1390 04:23
و عاشق در راه قدم گذاشت و مسیر پیمود ، در اندیشه اش خدایی را همراه خود ساخت غافل از آن که خود آن خدا را ساخته بود...
بهشتی
دوشنبه 25 بهمن 1389 09:57
با سلام
كارتان عالی
با ارزوی موفقیت شما.
حق نگهدار
حنا دختری در مزرعه
پنجشنبه 9 دی 1389 08:49
دیده را فایده آن نیست که دلبر بیند
ورنبیند چه بود فایده بینایی را
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر