تبلیغات
انجمن ادبی ترنج - خط خطی روی دیوار!!
سه شنبه 10 اسفند 1389

خط خطی روی دیوار!!

   نوشته شده توسط: سعید مدیر وبلاگ    نوع مطلب :داستانك ،

مادر خسته از خرید برگشت و به زحمت زنبیل سنگین را داخل خانه کشید. پسرش دم در آشپزخانه منتظر او بود و می خواست کار بدی را که تامی کوچولو انجام داده، به مادرش بگوید..

وقتی مادرش را دید به او گفت: «مامان! مامان ! وقتی من داشتم تو حیاط بازی می کردم و بابا داشت با تلفن صحبت می کرد تامی با یه ماژیک روی دیوار اطاقی را که شما تازه رنگش کرده اید، خط خطی کرد!»

 مادر آهی کشید و فریاد زد: «حالا تامی کجاست؟» و رفت به اطاق تامی کوچولو. تامی از ترس زیر تخت خوابش قایم شده بود، وقتی مادر او را پیدا کرد، سر او داد کشید: «تو پسر خیلی بدی هستی» و بعد تمام ماژیکهایش را شکست و ریخت توی سطل آشغال. تامی از غصه گریه کرد.

ده دقیقه بعد وقتی مادر وارد اطاق پذیرایی شد، قلبش گرفت و اشک از چشمانش سرازیر شد. تامی روی دیوار با ماژیک قرمز یک قلب بزرگ کشیده بود و درون قلب نوشته بود: مادر دوستت دارم!مادر درحالی که اشک می ریخت به آشپزخانه برگشت و یک تابلوی خالی با خود آورد و آن را دور قلب آویزان کرد. بعد از آن، مادر هرروز به آن اطاق می رفت و با مهربانی به تابلو نگاه می کرد...


https://laverneparsa.wordpress.com/2015/03/27/what-are-the-causes-of-heel-pain-and-discomfort
چهارشنبه 18 مرداد 1396 15:15
Very good information. Lucky me I came across your blog by chance (stumbleupon).
I have saved as a favorite for later!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 15:14
I love looking through a post that can make people think.
Also, thank you for permitting me to comment!
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 12:20
It's remarkable for me to have a website, which is valuable designed for my knowledge.
thanks admin
فارسی
شنبه 21 اسفند 1389 23:43
داستانکی که خوندم خوب بود اما نمی دونم چرا "تامی" و نه "امید" یا "آرزو" که فارسی تر و این جایین
اصغر
شنبه 21 اسفند 1389 11:25
بچه ها قلبشون کوچیکه و نباید اون رو بشکنیم
مثلا من نباید قلب سعید رو بشکنم!
بهار
دوشنبه 16 اسفند 1389 13:10
هر چند که خودمم غلط داشتم
بهار
دوشنبه 16 اسفند 1389 13:10
درود بر شما
وبلاگ خوبی دارید اما بهتره کمب دقت کنید که غلط تایپی نداشته باشید
شاد باشید همشهریان گرامی
حنا
پنجشنبه 12 اسفند 1389 00:50
و عشق یعنی مادر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر